System.out.println(” Programming “)

هیجان زده ام و خوشحال از اینکه دوباره انرژی ای پیدا کردم و در حال یادگیری یه چیز جدید ام

دارم برنامه نویسی یاد میگیرم و این یعنی تغییر مسیر در زندگی. احساس خوبی دارم از اینکه میتونم تصور کنم که تا دو سال دیگه زندگیم به کلی با این چیزی که الان هست متفاوت خواهد بود و مثل اینه که یه زندگی دیگه رو تجربه کنم

به نظر میاد مغز کوچولوی من تنها چیزیه که خیلی دست و دلبازانه میتونم روش ریسک کنم و ازش کار بکشم

نیمچه بررسی ای که کردم نشون میده که وب دولوپر ها بازار کار خوبی دارند و درآمدشون هم خیلی بهتر از معماریه یادگیریش هم که چیزی بیشتر از یه کامپوتر و اینترنت نمیخواد. چی بهتر از اینه که یه تکونی به خودم بدم و امتحانش کنم. حداقل این فکر باهام نمیمونه که اگه میکردم چی میشد

اینجا دیگه خیلی کرپی شده برام. حوصله کل کل کردن و بحث کردن هم ندارم. اینجوری زندگی خیلی شیرین تره. تا جایی که بتونم انجام میدم باقیش هم به تخم چپ اسب امام نقی. تا موقعی که بتونم اینجا هستم و تا اونموقع امیدوارم بتونم یه رزومه ای درست کنم که بعد از اینجا برای برنامه نویسی کار پیدا کنم

ببینیم چی میشه

Advertisements

Hey there delilah!

اینروزا چقد زیاد هوس نوشتن میکنم

یه جورایی نسبت به زندگی بیتفاوت شدم و این به هیچ وجه یه جمله منفی نیست. حس میکنم اون حسی رو که قبل از مهاجرت داشتم پیدا کردم، اینکه همه چیز موقتیه و بهتره که سعی کنم یه خاطره خوب برای خودم بسازم از هر اتفاقی  و همه چیز رو باید گذاشت و گذشت -چطوره که ما مثلا نمازگزار رو اینجوری مینویسیم ولی نمینویسیم فلانی نماز گزاشت،  مینویسیم گذاشت؟؟!؟؟ یا به طرز بیخودی میگیم نماز گزارد

دارم تغییر میکنم و از این خوشم میاد. فقط نمیدونم چطوری این تغییر رو پیدا کردم، یا اینکه شاید اصلا واقعا در حال ترک کردن همه چی هستم و خودم نمیدونم

دیشب رفتم فوتبال و تیر خلاص رو به خودم زدم دیگه به این زودی ها نمیتونم فوتبال بازی کنم و سیریسلی دیشب فکر میکردم که باید گریه کنم. حالا دارم فکر میکنم که این مدتی که قراره ریکاوری کنم شاید سر از جیم در بیارم و با وزنه ها و تردمیل سر و کله بزنم

من به این تیم چلسی یه بازی درست و حسابی بدهکارم. فکر اینکه این بچه ها با دیدن من تو زمین چقدر شاد میشن و فکر میکنن که دیگه میبریم نمیذاره که ولشون کنم

زندگی همش همینه. تصمیم میگیری و یه کاری میکنی. مهم اینه که خودتو اذیت نکنی با قضاوت هر روزه که تصمیمم درست بود یا غلط. یو ماست کیپ گواینگ

آدم یه وقتایی از زندگی هیچی نمیخواد جز اینکه بتونه بیل هاشو بده و با کسی که دوست داره باشه. اون حالشو میخرم

همین

Narsis

وبلاگ خودم تو ریدر اومد بالا رفتم چند تا پستش رو خوندم

از خودم خوشم میاد الان

دسته بندی شده در : خود شیفته، سینه، پستان، زنان و زه دان

Valentine’s day!

image

 !انگار یه دنیا موزیک خوب و لبخند و عشق و اینا توشه ولی نچ

ایندفعه من براش کادو نگرفتم و یادم نیست اما طبق روال سالهای قبل فرضم بر این بود که این روز از سبد خانوار ما حذف شده

حقیقتِ مسخره ی آزار دهنده اینه که ما وقتی برای کسی کادو میگیریم خوشحالیم ولی وقتی اون طرف جبران نمیکنه دو برابر ناراحت میشیم

همه چیز دو روی کاملا متضاد داره و به هر چیزی که خیلی خوب به نظر میاد اگه از یه زاویه دیگه نگاه کنی خیلی فاجعه دیده میشه. بدیش موقعیه که اون زاویه دیگه رو پیدا کرده باشی