نه دیگه این واسه ما

از روزی که کرم نوشتن گرفتم و به هوای فراموشی گفتم خاطره هامو بنویسم و هر چیزی نوشتم به جز خاطره همیشه سایه اینکه بالاخره یه آشنایی بیاد اینجا رو پیدا کنه و ماجراهای بعدش، روی سر این وبلاگ پرواز میکرد و خواب خوش رو نمیتونست البته کاری بکنه

بعضی وقتا میام اینجا رو چک میکنم، خدا رو شکر کامنتی بهم نمیرسونه ولی گاهی نشون میده که کسی رد میشده یه چند تایی لگد به این قوطی  افتاده در راه زده و رفته. نو آیدیا که کسی با هدف اومده و چند تایی خونده و رفته یا گذری بوده و کذا

بعضی وقتا خیلی بی سانسور تر از خودم نوشتم بعضی وقتها خیلی وارونه دادم و سعی در اختفای چیزهایی کردم که چه بسا قبلا راجع بهشون نوشتم و خلاصه از روی بی حافظگی چیزی بار اومده که دی کال ایت مس

الان هم که دیگه اینترنت فراگیر شده که هر شبکه ای از دوستان به هرحال شامل تعدادی وبلاگ خون هم میشه و ناگزیر یه روزی مشت من هم وا میشه

خواستم فقط بگم که حوصله فکر کردن به اون آدمایی که قراره اینجا رو پیدا کنند و منو بشناسند رو هم ندارم و این دغدغه رو هم تقریبا دارم فراموش میکنم

امید که اگر هم این اتفاق افتاد جنبه هم بهمراهش باشه و زیادی گه کاری نشه

قاعدتا یا قائدتا هم خاطره ای با این پست همراه نخواهد بود

Advertisements