هیچی دیگه همین

آدم درفت نوشتن نیستم. چون حال رفتن و چک کردن درفت رو ندارم. باید در ساده ترین حرکت برام قابل دسترسی باشه. گشادی چاره ای برای آدم نمیذاره

 

همه چی آرومه. کارم رو دوست دارم اگه این رکروتر دهن سرویس بذاره به زندگیمون برسیم

آخر به خاطر همین گه بازیهای اینا مجبورم برم یه جای دیگه. حالال ببین کی گفتم

Advertisements

ماهیگیران دریای دور

در حالیکه خیلی فکرم درگیر درس خوندنه زدم به صحرای کربلا و از مصدق شروع کردم و آلوده توده ایها و سرگذشتشون شدم و رفتم تو فکر تاریخ ایران کشوری که دوست نمی دارم و الان هم که اینجا درحال مستند نگاری بخش هایی از زندگیم هستم

یادم نیست آخرین چیزی که من اینجا نوشتم چی بوده. ک.ن نگاه کردنش رو هم ندارم. ولی جالبه برام که هنوز یادمه که وردپرس نقطه گذاریش و اینا ایز سو فاکد آپ

از نوشته ها و ننوشته های من که بگذریم اینجا یه کامنت گراز حرفه ای پیدا کرده که من رو به این فکر انداخته که برم کامنتها رو تاییدی کنم . اگر چه نمیدونم که آلردی هست یا اصلا امکان پذیره یا نه . ولی میدونم که حس دیدن اونم ندارم

بعد از اون اتفاق که رفتم ایران و مدت طولانی ای اونجا بودم برگشتیم ال ای و من تازه داشتم با حقوق بیکاری خو میگرفتم که یه کار خوب تو یه شرکت خوب پیدا کردم و الان هم نزدیک سه ماهه که اینجا دارم کار میکنم.

اینو سیو میکنم ببینم منتشرش بکنم یا از این به بعد برای خودم درفت بنویسم

اگه یادت رفته بگم اونا هم شنا کردن یاد نمیگیرند که موقع غرق شدن کمتر خوشونو اذیت کنن… ماهیگیرا رو میگم