به مرگ که فکر کنی دلت برای همه تنگ میشود

اینجا جاییست که از بی پناهی سر از اینجا در میاورم. وبلاگ… جایی که برای خودم مینویسم

دیشب که حرف میزدیم حرف از مردن شد حرف از پیشگویی یا چیزهایی شبیه این. مرگ همیشه همراه ماست. هر جا که زندگی هست سایه مرگ هم هست. نه اینکه بخواهم از ترسناک بودن مرگ گفنته باشم. نه. از اینکه احتمال به این زیادی کنار تک تک لحطه هاست و هیچوقت به آن فکر نمیکنیم

همه ما یک روزی میمیریم و چه بهتر که در ۹۶ سالگی باشد اما نمیشود روی چیزی حساب کرد

…مینویسم که از سرم بیرون رفته باشد آن نگاه نگران دیشب که اشکم را در آورد

و بیشتر از دلتنگی دلت برای مانده ها خواهد سوخت